خرید بک لینک

درباره سایت

شهرستان خنج

خُنْج، شهری در جنوب استان فارس و مرکز شهرستان خنج است. این شهر در فاصله ۲۶۵ کیلومتری از شیراز و ۱۱۰ کیلومتری خلیج فارس واقع شده. برپایه آمار سرشماری نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمیعت آن ۱۹٬۲۱۷ تن جمعیت گزارش شده است.[۴] که از این دید بیست و پنجمین شهر پر جمیعت استان فارس و سیصد و پنجاه و چهارمین شهر پر جمیعت ایران به‌شمار می‌رود. مردم خنج از پارس‌های اچمی هستند و به زبان لارستانی (اچمی)، گویش خنجی سخن می‌گویند. دین مردم شهرستان خنج اسلام است و مذهب آنها اهل سنت و جماعت و از فقه شافعی هستند. خنج را پایتخت معنوی و دروازه لارستان بزرگ می‌نامند.

امکانات وب

انتشار در4 جولای 2020 ساعت 1:28 ب.ظ سرویس:برگزیده ها 5 دیدگاه 281 بازدید

دیدگانم را جایگاه بهشت آسمان کرده ام

نیم نگاهی به تصویرسازی بر روی دیوار آموزشگاه هنرآسا

منیره جهان بین: «آسیه گرامی»، مدیر آموزشگاه هنرآسا، در روزهایی که قرنطینه جزیی از زندگی ما شده است و از آن جایی که او دعوت به هنر و تعالی را در هر زمان و مکان جز جدایی ناپذیر و از ضروریات زمانه اش می داند، اقدام به تصویرسازی بر روی دیوار آموزشگاه کرده است، روایتی گیرا از عناصر جهان که بیننده و مخاطبش را آزاد گذاشته است تا به فراخور حالش برداشتی در خور داشته باشد. این یادداشت به همین مناسبت نگاشته شده است.

این تصویرسازی، روایت گری و داستان پردازی را درون خود نهفته دارد. آن جا که نقال پرده داستان را دیوار آموزشگاه قرا می دهد، می خواهد حس زندگی را در مخاطب زنده نگه دارد. حسی که صمیمانه در شئونات زندگی مخاطب تاثیر کند و هرکسی از ظن خود، یار و همراه روایتی از زندگی شود که بر دیوار آموزشگاه جان گرفته است. با اشیا، ابزار و موادی که منشا آن طبیعت است. چرا که دستان هنرمند او، مخاطبانش را بی محابا از دل کوچه و خیابان برمی گزیند.

دیوار گویی آماده است تا با رنگ و نقش خیال، حکایت حال ما را باز گو کند. حکایت، در عصر یک روز خنک بهاری از هم نشینی سفالینه ها، چوب ها و رنگ ها، بر زمینه ای آبی، جان گرفته اند. ابر و باد و مه و خورشید در کارند تا آشکارا در نوای خوش هدهد تفسیری بنیادی از نیکی در جهان را، دلنشین از باد و نوای طبیعت برآرد.

دخترکی ساده و بی پیرایه بر دیوار، که نقش مهر می زند به بالای شهری که ساکنانش به محبت سخاوت آسمان دل بسته اند و در وقتی که شکوفه های احسان باریدن گرفته است دامن خیالش را می گشاید تا سرسبزترین ها را به نگاه منتظرمان بسپارد.

با خود واگویه می کنم: چه دل نواز حکایتی است چرخه هم نوازی مهر، بین زمین و آسمان، آن زمان که دخترک دست های پر از عطوفت خود را مهمان نغمه های جادویی هدهد می کند.

این چنین هنرمندانه و شفاف قاب هم آوایی آسمانیان را با دستانی هنرمند (که هنر را دیر زمانی است در آغوش کشیده است) به تصویر بکشد؛ فرجامش تنها نوای رضایتی است که گونه های مخاطبانش را از شبنم عشق خیس کند و ایمان و امید و امید و باور را صدچندان در دل ها نشاند.


برچسب: نویسنده: خنجی تاريخ: يکشنبه 15 تير 1399 ساعت: 20:59

صفحه بندی

خبرنامه